الملا فتح الله الكاشاني
339
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
كه ذكر لسان منتج محبت او سبحانه است ببنده هم چنان كه در حديث قدسى واقع شده كه لا يزال العبد يذكرنى و اذكره حتى عشقنى يعنى هميشه بنده مرا ياد مىكند و من او را ياد ميكنم تا كه مرا عاشق خود ميگرداند دوم ذكر دل و جان كه عبارتست از كمال محبت كه آن را عشق خوانند يكى از عرفا را پرسيدند كه چرا از شما ذكر زبان كمتر ميشنويم فرمود كه زبان بيگانه است در ميان نگنجد واسطى گفته كه حقيقت ذكر دل نسيان ذكر است و مستغرق بمذكور و عزيزى در اينباب فرموده : جز ياد توام از دل ناشاد برفت وز سينه هواى گل و شمشاد برفت مستغرق ذكر تو چنانم كه دگر در ذكر توام ذكر تو از ياد برفت و چون دوام ذكر مستلزم حبس نفس است از مشتهيات مقبحه و تنفير آن از اينجهت در عقب آن امر بذكر ميفرمايد كه * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ) * اى كسانى كه گرويدهايد * ( اسْتَعِينُوا ) * يارى جوييد بر قيام به حقوق الهى * ( بِالصَّبْرِ ) * بشكيبايى از معاصى و حظوظ نفس از امور مستقبحه كه كليد در نجاتست * ( وَالصَّلاةِ ) * و به نماز كه ام عباداتست و معراج مؤمنين و مناجات برب العالمين * ( إِنَّ اللَّه ) * بدرستى كه خداى تعالى * ( مَعَ الصَّابِرِينَ ) * با صبر كنندگان است بحفظ و حمايت و نصرت و رعايت در جميع حالت و اجابت دعوة از أمير المؤمنين عليه السّلام روايتست كه صبر بر دو قسم است صبر بر مكروهات و صبر بر آنچه محبوب نفس باشد از مستلذات و نزد بعضى صبر بمعنى صوم است چنانچه در ما تقدم مذكور شد و در مجمع آورده كه چون صلاة متضمن ذكر است و خشوع و تلاوت قرآن كه مشتمل است بر وعده و وعيد و بيان هدايت و اين داعيست بحسنات و زاجر از سيئات از اين جهت تخصيص بذكر آن كرده از ساير عبادات و علما را اختلافست در آنكه استعانت بصبر و صلاة بر چه چيز است بعضى بر آنند كه مراد استعانتست به آن بر جميع طاعات فكانه قال ( استعينوا بهذا الضرب من الطاعة على غيره من الطاعات ) و نزد جمعى ديگر استعانت است به آن بر جهاد در راه خدا بدليل آيهء آتيه و در * ( إِنَّ اللَّه مَعَ الصَّابِرِينَ ) * دو وجه است يكى آنكه حقتعالى با صابران است بمعونة و نصرة چنان كه گذشت يقال ( السلطان معك فلا تبال مما لقيت ) دوم آنكه مراد آنست كه او سبحانه با ايشان است بتوفيق و تشديد يعنى حقتعالى ارتكاب عبادات و اجتناب از مقبحات بر ايشان آسان گرداند و نظير اينست قوله وَيَزِيدُ اللَّه الَّذِينَ اهْتَدَوْا هُدىً و جايز نيست كه مع اينجا بمعنى خود باشد كه آن اجتماع است در مكان زيرا كه اين از صفات اجسام است ( تعالى اللَّه عن ذلك علوا كبيرا ) و در آيه دلالت است بر آنكه صلاة لطفيست از خدا بر بنده چه اوامر نموده باستعانت به آن و مؤيد اينست قوله تعالى إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَالْمُنْكَرِ و چون حقتعالى امر فرمود باستعانت به صبر و صلاة بر عبادت شاقه كه معظم آن